اسم

حرور

(حُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- گرما، حرارت آفتاب.
۲- باد گرم.

    حروف

    (حُ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جِ حرف ؛ حرف‌ها.
    ۲- هر یک از قطعه‌های ریخته گری یا شکل‌های ترسیمی که در حروفچینی یا ماشین نویسی به کار رود. ؛~ ِ الفبا نشانه‌هایی که واژه‌های یک زبان به وسیله آن‌ها نوشته می‌شود. ؛~ ِ ایتالیک نوعی حروف چاپی لاتینی و یونانی به شکل خوابیده. ؛~ ِ ایرانیک نوعی حروف چاپی فارسی به شکل خوابیده.

      حریر

      (حَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – پرنیان، ابریشم.
      ۲- پارچه ابریشمین.

        حریره

        (حَ رِ) [ ع. حریره ] (اِ.)
        ۱- قطعه حریر.
        ۲- خوراکی رقیق از آرد برنج، شکر و مغز بادام، معمولاً برای کودکان شیرخوار و بیماران.

          حرکات

          (حَ رَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حرکت.
          ۱- جنبش‌ها.
          ۲- کارها، اعمال.

            حرکت

            (حَ رَ کَ) [ ع. حرکه ]
            ۱- (مص ل.) تکان خوردن، جنبیدن.
            ۲- جابه جا کردن، تکان دادن.
            ۳- جنبش، فعالیت.
            ۴- رفتار، عمل.
            ۵- (اِ.) هر یک از سه نشانه نوشتاری واکه‌های کوتاه شامل فتحه، کسره و ضمه.
            ۶- خروج از حالت موجود به طور تدریج (فلسفه).

              حرشف

              (حَ شَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- فلس ماهی.
              ۲- ملخ که هنوز بال در نیاورده باشد.

                Scroll to Top