اسم

چنار

(چَ) (اِ.) از درختان بی میوه، دارای برگ‌های پهن و پنجه‌ای. یکی از درختان زیبا و پر دوام با تنه‌ای بسیار قطور. چنال، صنار، ارس.

    چنبر

    (چَ بَ) [ په. ] (اِ.)۱ – محیط دایره.
    ۲- حلقه، هر چیز دایره مانند.
    ۳- دو استخوان که بطور افقی بین استخوان جناغ و استخوان کتف قرار دارد.

      چنبک

      (چُ بَ)(اِ.)۱ – خیز، جست.
      ۲- چمباتمه.

        چنبه

        (چُ بِ) (اِ.) چماق، هر چوب درشت و ستبر.

          چنته

          (چِ تِ) (اِ.) کیسه‌ای که درویشان و شکارچیان با خود دارند و در آن توشه و لوازم خود را می‌گذارند.

            چندال

            (چَ)(اِ.) نام طبقه‌ای پست در هند که به کارهای پست و تمیز کردن شهرها می‌پردازند.

              چمانه

              (~.) (اِ.) = چمان:
              ۱- کدویی که در آن شراب کنند؛ صراحی.
              ۲- پیاله شراب.

                چمباتمه

                (چُ مِ) [ تر. ] (اِ.) نوعی از نشستن که کف پا را بر زمین بگذارند و زانوها را در بغل بگیرند. چندک و چمبک نیز گویند.

                  چمچم

                  (چُ چُ) (اِمر.)
                  ۱- گیوه.
                  ۲- سُم اسب و استر و خر و گاو و مانند آن‌ها.

                    Scroll to Top