اسم

جیرجیر

(اِ.) صدای بعضی پرندگان و حشرات مانند گنجشک و سوسک.

    جیره

    (رِ) (اِ.) جنس (از خوردنی و نوشیدنی و پوشاک) یا پولی که به مزدوران و سربازان دهند. مق مواجب.

      جیش

      (جَ یا جِ) [ ع. ] (اِ.) لشکر، سپاه.

        جیفه

        (جِ فِ) [ ع. ] (اِ.) مردار، لاشه. هرچیز پست و ناپایدار.

          جیک

          (اِ.) یک جانب قاب که با آن بازی کنند.

            جید

            (جِ) [ ع. ] (اِ.) گردن. ج. اجیاد و جیود.

              جوهر

              (جُ هَ) [ معر. ] (اِ.)
              ۱- اصل و عصاره هر چیز.
              ۲- هر چیزی که قایم به ذات خودش است.
              ۳- هر سنگ گرانبها.

                Scroll to Top