جوهرفرد
(~ فَ) (اِ.) کوچکترین بخش هر جسم که دیگر قابل تجزیه نباشد.
(جَ وَ) (اِ.) چوبی که در زیر آن غلطکها نصب کرده و بر گردن گاو میبستند و بر بالای غلهای که از کاه جدا نشده بود میگرداندند تا غله از کاه جدا شود.
(جَ وَ دَ یا دِ) (اِ.)
۱- جِ جونده.
۲- دستهای از پستانداران تیزدندان که دندانهای پیشین آنها پیوسته رشد میکند، به طوری که جانور ناچار است برای کوتاه کردن آنها هر چیز را که در دسترس مییابد بجود، مانند: موش، سنجاب.
(اِ.)
۱- چوبی که روی گردن جفت گاو میگذاشتند و گاوآهن را بدان میبستند تا زمین را شیار زده و شخم کنند.
۲- جوی آب.