جندبیدستر
(جُ دِ دَ تَ) [ معر ] (اِمر.) = جندبادستر. گندبیدستر: بیضه بیدستر است که سابقاً در تداوی ضددردهای عصبی و ناراحتیهای روحی و ضایعات سیفلیسی و امراض عفونی دیگر به کار میرفتهاست ؛ خصیه الکلب البحر، خایه سگ آبی.
(جُ دِ دَ تَ) [ معر ] (اِمر.) = جندبادستر. گندبیدستر: بیضه بیدستر است که سابقاً در تداوی ضددردهای عصبی و ناراحتیهای روحی و ضایعات سیفلیسی و امراض عفونی دیگر به کار میرفتهاست ؛ خصیه الکلب البحر، خایه سگ آبی.
(جِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- صنف، دسته.
۲- کالا.
۳- در منطق، هر آن چه که انواع زیادی را شامل شود، مانند حیوان، که شامل انسان و دیگر جانوران است.
(جُ) (اِ.)
۱- کشتی.
۲- دفتری که در آن اشعار و مطالب دیگر نوشته شود.
۳- مجموعهای از برنامهها درباره موضوعی خاص مانند: جُنگ هنر.
۴- آلبوم عکسها و تصویرها.
(جَ بِ یا بَ) [ ع. جنبه ] (اِ.)
۱- پهلو، طرف، جهت، ناحیه.
۲- ظرفیت، طاقت، توان.
۳- جلوهای خاص از محتوای یک چیز.
۴- حالت، ویژگی، خاصیت.