اسم

جزالت

(جَ لَ) [ ع. جزاله ]
۱- (ص.) استوار بودن.
۲- (اِمص.) استواری، محکم بودن الفاظ.

    جزایر

    (جَ یِ) [ ع. جزائر ] (اِ.) جِ جزیره ؛ آبخست‌ها، جزیره‌ها.

      جزدر

      (جَ دَ) (اِ.) = جزدره: دنبه برشته کرده.

        جزر

        (جَ زَ) [ معر. ] (اِ.) گزر، هویج.

          جزع

          (جَ یا جِ) [ ع. ] (اِ.) مهره اسب یمانی آمیخته از دو رنگ سیاه و سفید.

            جزغاله

            (جِ ل) (اِ.)
            ۱- دنبه برشته شده.
            ۲- هرچیز برشته شده. جزدر و جزدره نیز گویند.

              جریره

              (جَ رِ) [ ع. جریره ] (اِ.) گناه، جنایت.

                جره

                (جُ رِّ) (اِ.)
                ۱- جنس نر جانوران از هر نوع.
                ۲- باز نر.

                  جره

                  (جَ رِّ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- دام برای شکار آهو و غیره.
                  ۲- خرمهره.
                  ۳- سبو.

                    Scroll to Top