(جُ بُ زِ) [ ع. ] (اِمص.) ۱- زیرکی، خدعه. ۲- توانایی برای انجام کاری.
(جَ ثَ) [ ع. ] (اِ.) دستگاهی که با آن میتوان بارهای سنگین را به حرکت درآورد.
(جُ) [ ع. ] (اِ.) زخم.
(جَ) (اِ.) تخت پادشاهی.
(~.) (اِ.)پرندهای کبود رنگ که پیوسته در کنار آب نشیند، خرچال.
(~.) [ ع. ] (اِ.) ۱- زمین هموار بی گیاه. ۲- جامه کهنه ؛ ج. جرود.
(جُ) [ ع. ] (اِ.) ج. اجرد؛ بی مویان، خرد مویان، کوتاه مویان.
(جَ سَ) (اِ.) نک جرواسک.
(جَ) [ مغ. ] (اِ.) جانب دست چپ، میسره ؛ مق. برانغار.
(یِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جریده. ۱- روزنامهها. ۲- دفترها.