اسم

ثمن

(ثَ مَ) [ ع. ] (اِ.) بها، نرخ. ج. اثمان.

    ثمن

    (ثُ) [ ع. ] (اِ.) هشت یک، یک هشتم (۱۸). سه تسو؛ ج. اثمان.

      ثنا

      (ثَ) [ ع. ثناء ] (اِ.)
      ۱- آفرین، تحسین.
      ۲- مدح، ستایش.
      ۳- سپاس، شکر.
      ۴- دعا.

        ثنایا

        (ثَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثنیه. دندان‌های تیز پیشین، دندان‌های نیش.

          ثواب

          (ثَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- مزد، پاداش.
          ۲- احسان. ؛ ~ کردن و کباب شدن عمل نیک شخص با سوءظن و عکس العمل ناخوشایند مواجه شدن.

            ثوابت

            (ثَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثابته ؛ ستارگان ثابت که مانند سیارات حرکت انتقالی ندارند.

              ثواقب

              (ثَ قِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثاقب.
              ۱- روشنی‌ها.
              ۲- ستاره‌های درخشان.

                ثکل

                (ثَ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) مصیبت از دست دادن فرزند.
                ۲- گم کردن دوست.
                ۳- (اِمص.) فرزند مردگی.
                ۴- مرگ، هلاک.

                  Scroll to Top