اسم

ثورت

(ثُ رَ) [ ع. ثوره ] (اِمص.)
۱- هیجان.
۲- شورش، غوغا.
۳- انبوهی مال و مردم.
۴- کین، کینه.

    ثؤلول

    (ثُ) [ ع. ] (اِ.) آژخ، زگیل ؛ ج. ثا´ لیل.

      ثیل

      [ ع. ] (اِ.) گیاهی است از تیره گندمیان، پنجه مرغ.

        جا

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- مکان، موضع.
        ۲- رختخواب، بستر.
        ۳- منزل، مأوا.
        ۴- ظرف، بشقاب.
        ۵- قدر، منزلت. ؛از ~ دررفتن کنایه از: عصبانی شدن، خشمگین شدن. ؛~ تر است و بچه نیست کنایه از: فرد مورد نظر دررفته، آن شی ء از میان رفته.

          ثنا

          (ثَ) [ ع. ثناء ] (اِ.)
          ۱- آفرین، تحسین.
          ۲- مدح، ستایش.
          ۳- سپاس، شکر.
          ۴- دعا.

            ثنایا

            (ثَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثنیه. دندان‌های تیز پیشین، دندان‌های نیش.

              ثواب

              (ثَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- مزد، پاداش.
              ۲- احسان. ؛ ~ کردن و کباب شدن عمل نیک شخص با سوءظن و عکس العمل ناخوشایند مواجه شدن.

                Scroll to Top