اسم

ندامتگاه

(~.) [ ع – فا. ] (اِمر.) محلی که مجرمین در آنجا احساس ندامت و پشیمانی کنند، زندان.

    ندب

    (نَ دَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جا و اثر زخم.
    ۲- گرو و شرط بندی در قمار یا تیراندازی. ج. ندوب.

      نخلستان

      (نَ لِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) محلی که در آن نخل بسیار کاشته شده، نخل زار.

        نخله

        (نَ لِ) [ ع. نخله ] (اِ.) واحد نخل، یک درخت خرما.

          نخیز

          (~.) (اِ.)
          ۱- کمین.
          ۲- زمینی که در آن نهال بکارند تا بعد جابه جا کنند.

            نخجیر

            (نَ) [ ع. نخچیر ] (اِ.)
            ۱- شکار، صید.
            ۲- بز کوهی.

              Scroll to Top