(نَ) [ ع. ] (اِ.) درخت خرما.
(~ بَ تِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) درخت مصنوعی که از موم و کاغذ و پارچه درست شده باشد.
(~. بَ) [ ع – فا. ] (اِفا.) کسی که از موم یا کاغذ، درخت یا گل مصنوعی درست میکند.
(نَ جَ) (اِ.) = نخچد. نخجز: ۱- سنگی که حلاجان به کار برند. ۲- ریم آهن.
(نَ) [ ع. نخچیر ] (اِ.) ۱- شکار، صید. ۲- بز کوهی.
(~.) (اِ.) نخچیرگان ؛ نام لحن آخر از سی لحن باربد.
(~.) (اِمر.) شکارگاه.
(نُ) (اِ.) بز پیش آهنگ گله.
(نُ یا نَ) (اِ.) نخستین فرزند.
(نُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) لاغر شدن. ۲- نزار گردیدن. ۳- (اِمص.) لاغری، نزاری، ضعف.