توسرخ
(سُ) (اِ.) میوهای است از جنس مرکبات شبیه پرتقال و لیمو طعم آن ترش و شیرین است و گوشت آن سرخ است.
(سُ) (اِ.) میوهای است از جنس مرکبات شبیه پرتقال و لیمو طعم آن ترش و شیرین است و گوشت آن سرخ است.
(تَ وَ سُّ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) میان دو یا چند چیز واقع شدن، در میان نشستن.
۲- میانجی شدن میان دو یا چند تن.
۳- (اِمص.) میانجی گری، وساطت.
(تُ س ِ عِ) [ ع. توسعه ]
۱- (مص م.) گشاد کردن، فراخ کردن، وسعت دادن.
۲- (اِمص.) گشادی، فراخی.
۳- ترقی، پیشرفت.
(اِ.) درختی است جنگلی با برگهای نسبتاً پهن که در جاهای مرطوب و کنار نهرها میروید، پوست آن خاکستری تیره و چوب آن سرخ رنگ است.
(نِ سُ) [ فر. ] (اِ.) جسمی که از تخمیر گل سنگها به وسیله ادرار یا به مجاورت آمونیاک و کربنات و پتاس ایجاد میشود. تورنسل در محیط اسیدی به رنگ سرخ و در محیط قلیایی به رنگ آبی درآید.
(تُ نُ مِ) [ انگ. ] (اِ.) مسابقاتی بین چند تیم که معمولاً در یک رشته ورزشی و به صورت حذفی برگزار میشود، مسابقات چند جانبه (فره).