توبه
(تَ بَ) (اِ.) رنگین کمان، قوس قزح.
(نِ) [ تر – فا. ] (اِمر.)
۱- محل حفاظت توپها.
۲- واحدی در نظام که وظیفه آن تیراندازی با توپ است.
(تُ پُ لُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- علم بررسی خواصی از فضاها که با کشیدن یا فشردن تغییر نم ی کند.
۲- خانوادهای از زیرمجموعههای یک مجموعه که نسبت به اجتماع دلخواه و اشتراک متناهی بستهاست و خود مجموعه و مجموعه تهی را نیز در بر میگیرد. (فره).
(اِ.) میوهای است آب دار و شیرین، ادرار – آور و دارای ویتامینهای B و C. درختش بزرگ با برگهای نسبتاً پهن است که به مصرف خوراک کرم ابریشم میرسد.
(تَ صُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) به یکدیگر رسیدن، به هم پیوستن.
۲- (اِمص.) به هم پیوستگی. ج. تواصلات.
(تَ ضُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) فروتنی کردن، از جای خود برخاستن برای احترام دیگری.
۲- (اِمص.) فروتنی، کم زنی. ج. تواضعات.
(تَ طُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) سازش کردن با هم، موافقت کردن همدیگر در امری، همدست شدن.
۲- (اِمص.) موافقت، سازش.