اسم

تو

(تَ یا تُ) (اِ.)
۱- تابش، فروغ، حرارت.
۲- تاب، پیچ.
۳- برکه، تالاب.

    تو

    (اِ.) اندرون، درون چیزی.

      توابل

      (تَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ تابل ؛ ادویه‌هایی که در غذا می‌ریزند، مانند: فلفل، زیره.

        تواره

        (تُ رِ) (اِ.)
        ۱- اتاقی که در آن سرگین چارپایان و کاه و غیره ریزند.
        ۲- بته‌های خار که بالای دیوار و گرد باغ و پالیز قرار می‌دهند.

          توازن

          (تَ زُ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) هم وزن شدن، هم سنگ گردیدن.
          ۲- (اِمص.) هم – وزنی، هم سنگی. ج. توازنات.

            تهیؤ

            (تَ هَ یُّ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) آماده بودن، ساخته شدن.
            ۲- (اِمص.) آمادگی.

              تهک

              (تَ هَ) (اِ.) غبار، خاک زمین.

                Scroll to Top