اسم

تنحی

(تَ نَ حِّ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) دور شدن، دوری جستن.
۲- (اِمص.) دوری.

    تنخواه گردان

    (~. گَ) (اِمر.) پولی که در صندوق اداره یا هر شرکتی می‌گذارند تا در مواقع ضروری از آن استفاده کنند.

      تندآب

      (~.) (اِمر.)
      ۱- تیزآب.
      ۲- آبی که با سرعت زیاد جریان داشته باشد.

        تندباد

        (~.) (اِمر.) باد تند و سخت که با رعد و برق شدید همراه است، توفان.

          تنبل

          (تَ یا تُ بُ) (اِ.)
          ۱- مکر، حیله.
          ۲- افسون، جادو.

            تنبلیت

            (تَ بَ) (اِ.) = تملیت:
            ۱- بار کوچکی که بر بار بزرگ بندند و گاه بر بالای چاروا نهند و بر روی آن سوار شوند.
            ۲- یک لنگ بار، عدل.

              تنبنده

              (تَ بَ دِ)
              ۱- (ص فا.) جنبنده، لرزنده.
              ۲- (اِ.) بنایی که در حال فرو ریختن باشد.

                Scroll to Top