اسم

تکو

(تَ) (اِ.)
۱- موی در هم پیچیده.
۲- نان روغنی.

    تکواندو

    (تِ دُ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی ورزش و روش دفاع فردی بدون سلاح.

      تکلیف

      (تَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) به رنج افکندن.
      ۲- بار کردن.
      ۳- (اِ.) وظیفه‌ای که باید انجام داد.

        تکمار

        (تُ) (اِ.) تیری که بر سر آن پیکان نباشد.

          تکمله

          (تَ مَ یا مِ لِ) [ ع. تکمله ] (اِ.)
          ۱- تتمه، متمم.
          ۲- بخش پایانی و قسمت آخر کتاب، مقاله و هر نوشته دیگر.

            تکند

            (تَ کَ) (اِ.) آشیانه مرغ خانگی، لانه مرغ.

              تکنوکرات

              (تِ نُ کِ) [ فر. ] (اِ.)
              ۱- کارشناس فنی به ویژه در جایگاه مدیریتی و اجرایی، فن سالار.
              ۲- هوادار فن سالاری. (فره).

                تکنولوژی

                (تِ نُ لُ) [ فر. ] (اِ.)
                ۱- مطالعه فنون و ابزار و ماشین آلات و مواد اولیه.
                ۲- تجهیزات و روش‌های علمی که در حیطه خاصی به کار برده شود، فناوری. (فره).

                  تکنی کالر

                  (تِ لِ) [ انگ. ] (اِ.) شیوه فیلمبرداری و چاپ و نمایش فیلم به صورت رنگی.

                    Scroll to Top