اسم

نحله

(نُ یا نِ لِ) [ ع. نحله ] (اِ.)
۱- عطیه، بخشش.
۲- مذهب، کیش. ج. نحل.

    نحو

    (نَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- طریقه، راه.
    ۲- اسلوب، روش.
    ۳- نام علمی است که موضوع آن اِعراب کلمات و قوانین درست نوشتن و درست خواندن است.

      نجوم

      (نُ) [ ع. ] (اِ.) جِ نجم ؛ ستارگان.

        نجیر

        (نَ) (اِ.) آهار و سریشی که جولاهگان و کفش دوزان و صحافان بکار برند.

          نحام

          (نُ) [ ع. ] (اِ.) نوعی مرغابی سرخ، نوعی از طیور آبی است و به فارسی و به ترکی (انقود) نامند. از غاز کوچکتر و از اردک بزرگتر و ابلق از سفیدی و سیاهی و سرخ مایل به زردی است. بسیار فربه باشد، سرخاب.

            نحل

            (نِ حَ) [ ع. ] (اِ.) جِ نحله:
            ۱- عطایا، بخشش‌ها.
            ۲- دعوی‌ها.
            ۳- مذاهب ؛ ملل و ~ دین‌ها و مسلک‌های فلسفی.

              نجده

              (نَ دَ یا دِ)
              ۱- (اِ.) سرود.
              ۲- (ص.) شجاع.
              ۳- یار، یاور.
              ۴- (اِمص.) یاری، یاوری.

                Scroll to Top