اسم

نحول

(نُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) لاغر شدن.
۲- نزار گردیدن.
۳- (اِمص.) لاغری، نزاری، ضعف.

    نحوه

    (نَ وِ) [ ع. نحوه ] (اِ.) طریقه، روش.

      نخ

      (نَ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- رشته، رشته باریک از پنبه، ابریشم و مانند آن.
      ۲- صف.

        نخ

        (نُ) (اِ.) قدم به قدم رفتن دنبال کسی.

          نخاره

          (نَ رَ یا رِ) (اِ.) چیزی نخوردن در مدتی از روز، ناهار.

            نخاع

            (نُ) [ ع. ] (اِ.) ماده نرم و سفیدرنگی که به صورت رشته‌ای درون ستون فقرات جای دارد.

              نخامه

              (نُ مَ یا مِ) [ ع. نخامه ] (اِ.) آب بینی و سینه و دهان، خلط دماغ و سینه، بلغم.

                نخبه

                (نُ بِ) [ ع. نخبه ] (اِ.) برگزیده و انتخاب شده از هرچیز. ج. نخب.

                  Scroll to Top