ترخون
(تَ) (اِ.) گیاهی با برگهای دراز و باریک و ساقه نازک و راست که بوی خوش و مزه تند دارد و برای یبوست مفید است.
(تَ) (اِ.) گیاهی با برگهای دراز و باریک و ساقه نازک و راست که بوی خوش و مزه تند دارد و برای یبوست مفید است.
(تَ جَ یا جُ مِ) [ ع. ترجمه ]
۱- (مص م.) روایت کردن مطلبی از زبانی به زبان دیگر.۲ – ذکر کردن سیرت و اخلاق و نسب کسی.
۳- (اِمص.) گزارش.
(~. بَ) (اِمر.) شعری دارای چند بند با یک وزن واحد که هر بند با قافیه تازه شروع شود، و یک بیت در میان بندها عیناً تکرار شود.
(تَ نِ) [ اوس. ] (اِ.)
۱- تصنیف ؛ قطعهای کوتاه برای خوانده شدن همراه با سازهای موسیقی.
۲- دوبیتی.
۳- تر و تازه.
۴- زیباروی.
(تِ وِ) [ فر. ] (اِ.) تختههای چوبی ضخیم که در زیر ریلهای راه آهن به طور عرضی قرار میدهند، ریل بند (فره).