اسم

ترخون

(تَ) (اِ.) گیاهی با برگ‌های دراز و باریک و ساقه نازک و راست که بوی خوش و مزه تند دارد و برای یبوست مفید است.

    ترس

    (تُ) [ ع. ] (اِ.) سپر. ج. اتراس.

      ترح

      (تَ رَ) [ ع. ] (اِ.) اندوه، حزن.

        ترپک

        (تَ پَ) (اِ.) قره قورت، کشک سیاه.

          ترت و مرت

          (تَ تُ مَ)
          ۱- (ص مر.) تارومار.
          ۲- پراکنده، پریشان.
          ۳- (اِمر.) تاخت وتاراج.

            ترجمه

            (تَ جَ یا جُ مِ) [ ع. ترجمه ]
            ۱- (مص م.) روایت کردن مطلبی از زبانی به زبان دیگر.۲ – ذکر کردن سیرت و اخلاق و نسب کسی.
            ۳- (اِمص.) گزارش.

              ترجیع بند

              (~. بَ) (اِمر.) شعری دارای چند بند با یک وزن واحد که هر بند با قافیه تازه شروع شود، و یک بیت در میان بندها عیناً تکرار شود.

                ترانه

                (تَ نِ) [ اوس. ] (اِ.)
                ۱- تصنیف ؛ قطعه‌ای کوتاه برای خوانده شدن همراه با سازهای موسیقی.
                ۲- دوبیتی.
                ۳- تر و تازه.
                ۴- زیباروی.

                  تراورس

                  (تِ وِ) [ فر. ] (اِ.) تخته‌های چوبی ضخیم که در زیر ریل‌های راه آهن به طور عرضی قرار می‌دهند، ریل بند (فره).

                    Scroll to Top