ترانزیستور
(تِ تُ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی برای توسعه دادن نوسانات الکتریکی به وسیله عمل شارژ الکترونیکی در جسم نیم هادی کریستالین.
(تِ تُ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی برای توسعه دادن نوسانات الکتریکی به وسیله عمل شارژ الکترونیکی در جسم نیم هادی کریستالین.
(تِ فِ) [ انگ. ] (اِمص.) انتقال دادن، بردن، جابه جا کردن (مثل انتقال شخص از یک حالت مکان به حالت مکان دیگر).
(تِ فُ تُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی ک ه برای افزودن یا کاستن الکتریسته به کار رود، مبدل (فره).
(تَ نِ) [ اوس. ] (اِ.)
۱- تصنیف ؛ قطعهای کوتاه برای خوانده شدن همراه با سازهای موسیقی.
۲- دوبیتی.
۳- تر و تازه.
۴- زیباروی.
(تِ وِ) [ فر. ] (اِ.) تختههای چوبی ضخیم که در زیر ریلهای راه آهن به طور عرضی قرار میدهند، ریل بند (فره).
(تُ رُ) (اِ.) گیاهی است یک ساله با برگهای درشت و ریشه چغندر مانند به رنگهای سفید و سیاه که دارای طعم تند و تیزی میباشد.
(تَ) (اِ.)
۱- مکر، حیله، زرق، تزویر.
۲- گزاف، گزافه.
۳- زبان آوری، چرب زبانی.
۴- حرکت از روی ناز یا قهر.