اسم

تخت خواب

(~ِ خا) (اِمر.) تخت چوبی یا فلزی که روی آن می‌خوابند. ؛~ تاشو تخت خوابی که بتوان سطح و پایه آن را روی یکدیگر جمع کرد و از آن به عنوان مبل استفاده کرد.

    تخت روان

    (~ رَ) (اِمر.) کجاوه، تختی که در گذشته پادشاهان روی آن می‌نشستنند و غلامان آن را بر دوش گرفته راه می‌رفتند.

      تحیز

      (تَ حَ یُّ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) جای گرفتن، جاگزین شدن.
      ۲- به کرانه شدن، به گوشه رفتن.
      ۳- فراهم آمدن.
      ۴- (اِمص.) جایگزینی ؛ ج. تحیزات.

        تخاره

        (تَ رِ یا رَ) (اِ.) = تخاری: اسبی که در آسیای مرکزی و تخارستان (طخارستان) پرورش یافته: اسب تخاری.

          تخاریب

          (تَ) [ ع. ] (اِ.) جِ تخروب.۱ – سوراخ -‌ها.
          ۲- خانه‌های زنبور، لانه‌های زنبور.

            تخاقوی ئیل

            (تَ قُ ئ) [ تر. ] (اِ.) سال مرغ، دهمین سال از سال‌های دوازده گانه ترکی.

              تحمل

              (تَ حَ مُّ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) برتافتن، تاب داشتن.
              ۲- شکیب داشتن.
              ۳- (اِمص.) توانایی، طاقت.
              ۴- شکیبایی.
              ۵- قبول رنج.

                Scroll to Top