اسم

تبغیض

(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) دشمن گردانیدن کسی را با دیگری.
۲- (اِمص.) ایجاد دشمنی ؛ ج. تبغیضات.

    تبریز

    (تَ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) بیرون آوردن، آشکار کردن، پیشی گرفتن.
    ۲- (اِ.) نام مرکز استان آذربایجان شرقی.

      تبریزی

      (~.) (ص نسب.)
      ۱- اهل تبریز.
      ۲- (اِ.) درختی شبه صنوبر با تنه راست و بلند که رنگ پوست و چوبش سفید می‌باشد و بلندی اش تا ۲۰ متر می‌رسد.

        تبصبص

        (تَ بَ صْ بُ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) دم جنبانیدن.
        ۲- (اِمص.) چاپلوسی.

          تبصره

          (تَ ص ِ رِ) [ ع. تبصره ]
          ۱- (مص م.) بینا گردانیدن.
          ۲- پند گرفتن.
          ۳- (اِمص.) توضیحی که برای روشن شدن بعضی از مواد قانون، به آن افزوده می‌شود.

            تبرزین

            (تَ بَ) (اِمر.) نوعی سلاح به شکل تبر که در گذشه در پهلوی زین می‌بستند یا درویشان در دست می‌گرفتند.

              Scroll to Top