اسم

تابو

[ فر. ] (اِ.)
۱- تحریم اجتماعی یک عمل یا یک کلمه به طور رسمی.
۲- شخص، چیزی یا جایی که برای افراد یک قبیله تحریم شود.
۳- هر چیز نذری یا مقدسی که نزدیک شدن و دست زدن به آن ممنوع باشد.

    تابوت

    [ ع. ] (اِ.) صندوق فلزی یا چوبی که مرده را در آن گذارند.

      تابوغ

      [ تر. مغ. ] (اِ.) سلام خاص که مغولان سلاطین و خوانین را می‌دادند، بدین طریق که با سر برهنه یک گوش را به دست گرفته کرنش می‌کردند.

        تابین

        (بِ) (اِ.) زیردست، سربازی که درجه ندارد.

          تاباک

          (اِ.) = تاپاک. تپاک. تپ:
          ۱- تپیدن و اضطراب و بی قراری.
          ۲- تب داشتن.

            تابخانه

            (نِ) (اِمر.)
            ۱- خانه‌ای که دیوارهای آن آینه کاری شده باشد.
            ۲- حمام، گرمابه.
            ۳- خانه زمستانی که با بخاری و یا تنور گرم شود.
            ۴- شبستان.

              تابدان

              (اِمر.)
              ۱- گلخن حمام.
              ۲- کوره آهنگری و مسگری.
              ۳- پنجره یا دریچه‌ای که برای استفاده از روشنایی آفتاب در دیوار تعبیه کنند.

                Scroll to Top