اسم

تاباق

(اِ.) چوب دستی را گویند و آن چوب گنده‌ای است که بیشتر قلندران بر دست گیرند.

    تاباک

    (اِ.) = تاپاک. تپاک. تپ:
    ۱- تپیدن و اضطراب و بی قراری.
    ۲- تب داشتن.

      تابخانه

      (نِ) (اِمر.)
      ۱- خانه‌ای که دیوارهای آن آینه کاری شده باشد.
      ۲- حمام، گرمابه.
      ۳- خانه زمستانی که با بخاری و یا تنور گرم شود.
      ۴- شبستان.

        تا

        [ په. ] (اِ.) مثل، مانند.

          تا

          [ په. ] (اِ.) تخته، ورق، طاق، طاقه.

            تا

            [ په. ] (اِ.)
            ۱- خمیدگی کاغذ و پارچه، شکن.
            ۲- لا، ورق.
            ۳- فرد، یک، نقیض جفت.۴ – لنگه چیزی، نیمه بار.

              تا

              (اِ.)
              ۱- تار، مو.
              ۲- تار، سیم.

                Scroll to Top