پوستگال
(اِمر.) = پوستگاله: پوست بی موی که زیر دنبه گوسفند باشد.
(اِ.)
۱- بیرونی ترین بخش پوست.
۲- پوشش اندامهای درونی بدن.
۳- بخش کوچکی از پوست که یاختههای آن مردهاست و از بقیه پوست جدا میشود.
۴- پوشش بیرونی دانه.
[ په. ]
۱- (ص نسب.) ساخته شده از پوست.
۲- (اِمر.) نوعی لباس زمستانی که از پوست حیوانات پشم دار درست میکنند. ؛در ~ کسی افتادن کنایه از: عیبجویی کردن، بدگویی کردن. ؛ ~ دریدن کنایه از: الف – افشا کردن راز. ب – عیب جویی کردن.
(~.) (اِمر.) = پوسته:
۱- پوستکی بسیار نازک جدا شده از چیزی، ورقه، صحیفه، پشیزه.
۲- قطعات سفید و نازکی که هنگام شانه کردن موی سر – – زمانی که چرک باشد – – فرو ریزد، شوره
۳- تو، تا، لا.
[ انگ. ] (اِ.) از انواع شیرینیهای انگلیسی است که از آرد و روغن و تخم مرغ و کشمش تهیه میشود.
(پُ پُ) (اِ.) عارضهای که در دنبال بعضی از امراض عفونی (از قبیل حصبه و بتهای بثوری و غیره) در مریض موجب خونریزی زیر جلدی شود. علامت این خونریزی دانهها و لکههای قرمز رنگی است که با فشار انگشت محو نمیشود و پس از چند روز محل این لکهها تیره و کبود شده محو میگردد؛ خونریزی زیر جلد، داءالفرافیر، نزف الدم زیر جلدی.