اسم

پلمه

(پَ مِ یا مَ) (اِ.)
۱- لوحی که ابجد و غیر آن بر آن می‌نوشتند تا اطفال بخوانند.
۲- نوعی از گل سخت شده و سیاه که ورقه ورقه جدا شود و می‌توان برای نوشتن به کار برد، سنگ لوح.

    پلاکت

    (پِ کِ) [ فر. ] (اِ.) سلول خونی بدون هسته، گرده خون.

      پلان

      (پِ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- طرح، نامه.
      ۲- تصویر افقی مجموعه ساختمانی زمین یا جزییات ساختمان.
      ۳- صحنه‌ای از یک فیلم که در یک نوبت و بدون قطع فیلم برداری شده‌است، نما (فره).

        پلان

        (پَ) (اِ.) خوی گیر زین، عرق گیر.

          پلاروید

          (پُ رُ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی فیلم و دوربین عکاسی که عکس را فوری ظاهر می‌کند (در اصل نام تجاری است).

            پلاژ

            (پِ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- ساحل کم شیب دریا.
            ۲- مجموعه تأسیسات رفاهی یا تفریحی یا اقامتی کنار ساحل، ساحل سرا. (فره).

              پلاس

              (پَ) (اِ.)
              ۱- جامه پشمینه و خشن که درویشان پوشند.
              ۲- گلیم.
              ۳- تکه‌ای از پارچه کهنه.
              ۴- مکر و حیله و روش مکر و حیله دانستن.
              ۵- اثاثیه منزل.

                پلاستیک

                (پِ) [ انگ. ] (اِ.) نام عمومی اقسام فرآورده‌های پلیمری دارای منشأ آلی که در دمای معمولی پایدارند ولی به وسیله حرارت یا فشار می‌توان آن‌ها را شکل داد و به صورت ورقه، میله یا رشته درآورد.

                  Scroll to Top