پشنجه
(پَ شَ جِ) (اِ.) جاروب مانندی از موی یا گیاه و مانند آن که بدان آهار بر جامه و تانه افشانند.
(پَ شَ) (اِ.)
۱- زنبه، تختهای با چهار دسته که با آن خشت و گل و امثال آن را جا به جا میکنند.
۲- اهرم.
۳- تیشه.
(پَ ش ِ یا شِّ) (اِ.) حشرهای از راسته دو بالان جزو رده بندپاییان که دارای اقسام و گونههای متعدد است: آنوفل، مالاریا، خاکی و مانند آن.
(~. بَ) (اِمر.) وسیلهای از پارچه توری که برای جلوگیری از آزار پشه آن را با بندها یا میلههایی بر روی بستر نصب کنند.
(~.)
۱- (ص.) جایی که پشه زیاد دارد.
۲- (اِ.) درختی از نوع نارون که پشه بسیار به خود جذب میکند.
(پَ ش ِ مِ) (اِمر.) صورت و سیاهه جهیز و اسباب زن که به خانه شوهر برند و به امضای داماد رسانند.
(پَ) [ په. ] (اِ.)
۱- پول فلزی کم بها.
۲- خردترین سکه عهد ساسانیان، بشیز.
۳- سکه قلب.
۴- فلس ماهی، پولک.