پرورش
(پَ وَ رِ) [ په. ] (اِمص.)
۱- آموزش، تعلیم.
۲- غذا، خورش.
(پَ وَ) (اِ.)
۱- نژاد، اصل و نسب.
۲- وصله، پینه، پارچه باریک حاشیه لباس.
۳- هر چیز گستردنی.
۴- سجاف جامه.
(پَ نِ) (اِ.) جِ پروانه ؛ راستهای از تیره حشرات که دارای چهاربال نازک پوشیده از پولکهای لطیف کوچکی است که غالباً رنگینند. پروانگان اقسام مختلف دارند که بعضی از آنها دارای رنگ آمیزی بسیار زیبا و جالب میباشند.
(~.) (اِ.)
۱- نوشتهای رسمی که به دارنده آن اجازه کار معینی را میدهد مثل پروانه وکالت.
۲- جواز، اجازه نامه.
۳- حکم، فرمان پادشاهان.
(پَ نِ) (اِ.)
۱- نام عمومی هر یک از تیره پروانگان جزو رده حشرات که گونه و اقسام متعدد دارد.
۲- پروانک، جانوری درنده شبیه شغال که به دنبال شیر حرکت میکند و بازمانده شکار آن را میخورد. سیاه گوش و چاوشی هم گویند.
(~.) [ فر. ] (اِ.)
۱- تبلیغ برای فروش جنس.
۲- هر نوع کوشش برای انتشار و ترویج مرام و مسلکی.