اسم

پر

(~.) [ په. ] (اِ.)
۱- پریدن، پریدن با اسب.
۲- پرواز.

    پر

    (پَ) [ په. ] (اِ.) بال مرغ، آن چه بر تن پرندگان روید. ؛~ و بال گرفتن شاد شدن، به شوق آمدن. ؛~ و بال کسی را گرفتن از او حمایت کردن.

      پر و پا

      (پَ رُ) (اِمر.) ۱- پا. ۲- پیش آمد ؛ از ~افتادن درمانده شدن. ؛به ~ی کسی پیچیدن کنایه از: مزاحمت و دردسر ایجاد کردن برای کسی.

        پرازده

        (پَ دَ یا دِ) [ معر. ] (اِ.) = فرزدق:
        ۱- گلوله‌ای از خمیر که به جهت پختن نان آماده کرده باشند، چانه، چونه.
        ۲- تکه اضافی که از گلوله خمیر می‌گیرند هنگامی که گلوله از اندازه بزرگتر باشد.
        ۳- آرد خشکی که زیر گلوله خمیر پاشند.
        ۴- نان کوله رفته در تنور.

          پراکوه

          (پَ) (اِمر.) = براکوه: آن جای از کوه که عمیق است و آب به سوی آن سرازیر شود.

            پذیرش

            (پَ رِ) (اِمص.)
            ۱- فرمانبرداری.
            ۲- قبول.
            ۳- به رسمیت شناخته شدن نماینده یک دولت نزد دولتی دیگر.

              پر

              (~.) (اِ.) = پرتو: شعاع، پرتو.

                پدافند

                (پَ فَ) (اِ.) دفاع، عملیاتی رزمی به منظور جلوگیری از موفقیت دشمن.

                  Scroll to Top