اسم

ناکش

(کَ یا کِ) (اِ.) مجرایی در دیوار بنا که هوا در آن جاری باشد و رفع رطوبت کند.

    ناقه

    (قِ) [ ع. ناقه ] (اِ.) شتر ماده. ؛ ~ بر بلندی راندن کنایه از: کاری را آشکار کردن، کاری را آشکارانه انجام دادن.

      ناقه

      (قِ) [ ع. ] (اِفا.) آن که از بیماری بیرون آمده و هنوز کاملاً تندرست نشده، از بیماری برخاسته، بیمارخیز. ج. ناقهین.

        نافله

        (ف ل) [ ع. نافله ] (اِ.)
        ۱- بخشش، عطیه.
        ۲- عبادتی که واجب نباشد. ج. نوافل.

          نافه

          (فِ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- ناف آهوی مشک.
          ۲- ماده‌ای که در ناف آهوی مشک جمع می‌شود.

            Scroll to Top