اسم

ناقص

(قِ) [ ع. ] (اِفا.) ناتمام، نارسا. ؛~العقل کم خرد، احمق. ؛ ~الاعضاء آن که در اعضای بدنش نقصی باشد. ؛ ~الخلقه آن که دارای نقص مادرزادی باشد. ؛ ~العضو آن که عضوی از اعضای بدنش ناقص باشد.

    ناقل

    (قِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- حمل کننده، جابه جا کننده.
    ۲- نقل کننده، روایت کننده، ۳- انتقال دهنده.

      ناغول

      (اِ.)
      ۱- نردبان.
      ۲- سقف و پوشش بالای پلکان.

        ناف

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- سوراخ مانندی در وسط شکم.
        ۲- میان هر چیزی. ؛~ کسی را به نام کسی بریدن آن راهنگام تولد نامزد این کردن. ؛به ~ کسی بستن الف – به مقدار فراوان به کسی خوراندن. ب – نثار کسی کردن.

          نافث

          (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- آن که به جادویی ورد می‌خواند و می‌دمد، ساحر، جادوگر.
          ۲- شعبده باز.

            نافخ

            (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- آن که می‌دمد، کسی که پف می‌کند، دمنده (در آتش و خیک).
            ۲- غذایی که نفخ آورد، باددار.

              Scroll to Top