پاسوار
(سَ) (اِمر.) پیاده جلد و چابک.
۱ – (اِمص.) پاشیدن، برافشاندن.
۲- امر از «پاشیدن».
۳- در کلمات مرکب، مانند: نمک پاش، آب پاش، مخفف پاشندهاست.
۴- پریشان، افشان.
(پُ) [ فر. ] ( اِ.) اجازه نامه برای رفت و آمد اشخاص از مملکتی به مملکت دیگر، گذرنامه، جواز عبور.
(تِ) [ فر از ایتالیایی. ] (اِ.)
۱- گچ رنگی ویژه طراحی.
۲- نوعی شیرینی شبیه راحت الحلقوم که سفت تر از آن و دارای طعم و اسانس میوهاست.
(سُ) [ په. ] ( اِ.)
۱- جواب. مق. سؤال.
۲- اطاعت.
۳- پذیرفتگی.
۴- کیفر، مکافات.
۵- عوض، پاداش.
۶- تعبیر خواب، گزارش رویا.
(~. مِ) (اِ.) برگه یا دفترچهای که برای نوشتن پاسخ پرسشهای خاص آماده شدهاست و معمولاً در آزمون ورودی دانشگاه و مانند آن به کار میرود. مق. پرسشنامه.