اسم

پاسک

(سَ یا سُ) (اِ.) خمیازه، دهان دره.

    پاسکال

    [ فر. ] (اِ.)
    ۱- قانونی در باب انتقال فشار در سیالات (مایعات و گازها). هر فشاری که بر نقطه‌ای از یک جسم سیال که در حال تعادل است وارد شود عیناً به همه اجزای آن سیال منتقل می‌شود. (برگرفته از نام بلز پاسکال ریاضی دان، فیزیکدان و نویسنده فرانسوی).
    ۲- نوعی زبان کامپیوتری پیشرفته که از آن در آموزش و طراحی سیستم‌ها استفاده می‌شود.

      پاسه

      (س ِ) (اِ.)
      ۱- میل کردن به هر چیزی، آزمندی.
      ۲- غم، اندوه.

        پاسبان

        [ په. ] (اِمر.)
        ۱- نگاهبان، محافظ.
        ۲- کسی که از طرف شهربانی مأمور حفظ نظم و آسایش شهر است.
        ۳- شب زنده دار.

          پارینه سنگی

          (~. سَ) (اِمر.) عصر حجر، پالئولتیک. نام دوره‌ای از ماقبل تاریخ که در آن انسان ابزارش را از سنگ‌ها به صورت نازیبا و خشن تهیه می‌کرد.

            پازاج

            (اِ.)
            ۱- ماما، قابله.
            ۲- زنی که به بچه شیر می‌دهد، دایه.

              Scroll to Top