اسم

پازند

(زَ) ( اِ.)
۱- چوب آتش زنه.
۲- برگردان متون پهلوی به خط اوستایی.

    پاس

    [ په. ] (اِ.)
    ۱- نگهبانی، حراست.
    ۲- رعایت، احترام.
    ۳- یک نوبت از چهار نوبت شب.
    ۴- نگاهداشت، حق شناسی.
    ۵- عمل حواله دادن کسی به جایی یا کس دیگری. ؛~ خاطر کسی را داشتن رعایت حال وی را کردن.

      پاس

      [ فر. ] ( اِ.)
      ۱- عمل فرستادن یا روانه کردن چیزی به ویژه توپ به سوی بازیکن دیگر.
      ۲- حرکات دست مانیه تیزور برای خواب کردن کسی.

        پاساژ

        [ فر. ] ( اِ.)
        ۱- معبر، گذرگاه.
        ۲- بازار سرپوشیده که دو طرف آن مغازه وجود دارد.

          پارینه سنگی

          (~. سَ) (اِمر.) عصر حجر، پالئولتیک. نام دوره‌ای از ماقبل تاریخ که در آن انسان ابزارش را از سنگ‌ها به صورت نازیبا و خشن تهیه می‌کرد.

            Scroll to Top