ناعش
(عِ) [ ع. ] (اِفا.) زندگانی بخشنده.
(عِ مَ یا مِ) [ ع. ناعمه ] (اِفا. ص.) مؤنث ناعم.
۱- نرم و لین.
۲- دختر نیکو زندگانی و نیکو خورش.
۳- درختی که برگ آن نرم باشد.
۴- نرم تن. ج. نواعم.
[ په. ] (اِ.)
۱- سوراخ مانندی در وسط شکم.
۲- میان هر چیزی. ؛~ کسی را به نام کسی بریدن آن راهنگام تولد نامزد این کردن. ؛به ~ کسی بستن الف – به مقدار فراوان به کسی خوراندن. ب – نثار کسی کردن.
(فِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آن که میدمد، کسی که پف میکند، دمنده (در آتش و خیک).
۲- غذایی که نفخ آورد، باددار.