اسم

ناعی

[ ع. ] (اِفا.)
۱- آن که خبر مرگ کسی را آورده، خبر مرگ دهنده.
۲- خبر بد دهنده.

    ناغول

    (اِ.)
    ۱- نردبان.
    ۲- سقف و پوشش بالای پلکان.

      ناف

      [ په. ] (اِ.)
      ۱- سوراخ مانندی در وسط شکم.
      ۲- میان هر چیزی. ؛~ کسی را به نام کسی بریدن آن راهنگام تولد نامزد این کردن. ؛به ~ کسی بستن الف – به مقدار فراوان به کسی خوراندن. ب – نثار کسی کردن.

        نافث

        (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- آن که به جادویی ورد می‌خواند و می‌دمد، ساحر، جادوگر.
        ۲- شعبده باز.

          نافخ

          (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- آن که می‌دمد، کسی که پف می‌کند، دمنده (در آتش و خیک).
          ۲- غذایی که نفخ آورد، باددار.

            ناشور

            (اِ.) پارچه نخی چرکتاب مانند متقال.

              Scroll to Top