اسم

پازند

(زَ) ( اِ.)
۱- چوب آتش زنه.
۲- برگردان متون پهلوی به خط اوستایی.

    پارلمان

    (لُ) [ فر. ] (اِ.) مجلس نمایندگان که وظیفه قانون گذاری را در کشور به عهده دارد.

      پارلمان تاریسم

      (~.) [ فر. ] (اِ.)۱ – نظام سیاسی که در آن یک یا چند مجلس وجود دارد. مانند انگلستان که دارای مجلس اعیان (لردها) و مجلس عوام است.
      ۲- اعتقاد به داشتن مجالس قانون گذاری.

        پارناسیسم

        [ فر. ] (اِ.) نام مکتبی در ادبیات اروپا که توسط گروهی از شاعران قرن ۱۹ میلادی فرانسه به وجود آمد. پیروان این مکتب در مقابل «شعرای رومانتیک» طرفدار «هنر به خاطر هنر» بودند.

          پارنج

          (رَ) (اِمر.) پای مزد، حق القدم، زری که به شاعران و مطربان دهند تا در جشن و مهمانی حاضر شوند.

            پاره

            (رِ) [ په. ] ( اِ.)
            ۱- رشوه.
            ۲- ارمغان.
            ۳- نوعی حلوا.
            ۴- پیشکش، هدیه.
            ۵- بهر، بخش.
            ۶- قطعه، تکه.
            ۷- پینه، وصله.
            ۸- دارای پارگی، شکافته.
            ۹- نادوشیزه.
            ۱۰ – گرز آهنین.
            ۱۱ – پول، مسکوک.
            ۱۲ – کود.
            ۱۳ – باج، خراج. ؛ ~ی دل عزیزترین کس نزد آدمی چون فرزند، پاره جگر. ؛ ~سنگ، قطعه‌ای از سنگ. ؛~ی زرد پارچه زردی که یهودان برای امتیاز از مسلمانان در کتف می‌دوختند، عسلی، غیاره.

              پارو

              ( اِ.) = پاروب:
              ۱- آلتی چوبی (مانند بیل) که با آن برف را از پشت بام یا پیاده روها می‌روبند.
              ۲- ابزاری برای راندن قایق (بدون موتور).

                Scroll to Top