اسم

پارکینگ

[ انگ. ] (اِ.) محل توقف وسایل نقلیه موتوری، توقفگاه.

    پارگک

    (رَ گَ) (اِمصغ.)
    ۱- پاره خرد، سخت اندک.
    ۲- کمی.

      پارلمان

      (لُ) [ فر. ] (اِ.) مجلس نمایندگان که وظیفه قانون گذاری را در کشور به عهده دارد.

        پارسنگ

        (سَ) (اِمر.)نک پاسنگ. ؛ ~ برداشتن عقل کسی کنایه از: ناقص عقل بودن، دیوانه بودن.

          پارشمن

          (رْ شُ مَ) (اِ.) پوست حیوانی، مخصوصاً پوست بز و گوسفند که برای نوشتن و چاپ پیرایند؛ پوست آهو.

            پارک

            [ انگ. ] ( اِ.) توقف اتومبیل‌ها و دیگر وسایل نقلیه.

              پارک

              [ فر. ] ( اِ.)
              ۱- باغ وسیع پر درخت برای گردش و شکار.
              ۲- محفظه‌ای توری برای نگه داری بچه‌های کوچک، مانک. (فره).

                Scroll to Top