اسم

پارکومتر

(کُ مِ) [ فر. ] (اِمر.) دستگاهی است که در محل‌های مجاز پارک اتومبیل نصب می‌شود که با پرداخت مقدار معینی پول می‌شود برای مدتی معین ماشین را پارک کرد، ایست سنج، توقف سنج (فره).

    پاردم

    (دُ) (اِمر.) چرمی که بر عقب زین یا پالان می‌دوزند و زیر دم اسب می‌اندازند.

      پارس

      ( اِ.) نام قوم ایرانی و محل سکونت ایشان در جنوب ایران.

        پارس ئیل

        [ تر. ] (اِ.) سال پلنگ، یکی از سال‌های دوازده گانه ترکان.

          پارسنگ

          (سَ) (اِمر.)نک پاسنگ. ؛ ~ برداشتن عقل کسی کنایه از: ناقص عقل بودن، دیوانه بودن.

            پارشمن

            (رْ شُ مَ) (اِ.) پوست حیوانی، مخصوصاً پوست بز و گوسفند که برای نوشتن و چاپ پیرایند؛ پوست آهو.

              Scroll to Top