اسم

پارچه

(چِ) (اِمصغ.)
۱- پاره، تکه.
۲- هر چیز بافته شده.

    پارادوکس

    (دُ) [ فر. ] (اِ.) قضیه‌ای که به ظاهر تناقض داشته باشد، باطل نما.

      پارازیت

      [ فر. ] ( اِ.)
      ۱- حشو، زاید.
      ۲- انگل، طفیلی.
      ۳- اختلالی که در دریافت امواج رادیویی به وجود می‌آید. ؛ ~ ول کردن کنایه از: میان سخن دیگران حرف زدن.

        پاراف

        [ فر. ] ( اِ.) امضای اختصاری، امضاء (در اصطلاح سیاسی و بانکی معمول است)، پیش امضا (فره).

          پارافین

          [ فر. ] ( اِ.)جسمی است جامد و سفید که از سرد کردن ناگهانی روغن‌های سنگین به دست می‌آید. در شمع سازی و تهیه ورنی‌ها استعمال می‌شود. پارافین مایع در پزشکی به عنوان مسهل به کار می‌رود.

            پاراکلینیک

            (کِ) [ فر. ] (اِ.) خدمات بهداشتی و درمانی مربوط به ناهنجاری‌های نهفته در ورای تظاهرات بالینی که معمولاً از طریق بررسی‌های آزمایشگاهی کشف می‌شود، پیرابالینی. (فره).

              پاراگراف

              [ فر. ] (اِ.) بخشی از یک نوشته که معمولاً از یک اصل یا جنبه معین گفتگو می‌کند و با شروع سطر تازه از بخش‌های دیگر جدا می‌شود، بند (فره)، جزء، فقره.

                پارالل

                (لِ لْ) [ فر. ] (اِ.) دو چوب موازی که آن‌ها را به طور افقی و نزدیک به هم بر پایه‌های عمودی نصب کنند و روی آن حرکات ورزشی انجام دهند.

                  Scroll to Top