بوقتب
(قَ تَ) [ ع. ابوقَتَب ] (اِ.)
۱- پدرپالان، پالان دار.
۲- کنایه از: مردم احمق و نادان.
(قَ لَ) [ معر. ] (اِ.)
۱- دیبای رومی رنگارنگ، پارچهای که نمایش چند رنگ بدهد.
۲- پرندهای از راسته ماکیان با گردنی برهنه و گوشتی و پنجههای قوی.
(بُ) [ فر. ] (اِ.) ورزشی که در آن ورزشکار با استفاده از مشت با ورزشکار دیگر مبارزه میکند، مشت زنی.
(س ِ) (اِ.)
۱- تماس لبهای کسی بر لب، گونه، دست و پای کس دیگر یا چیز مقدس از روی محبت و احترام و عشق یا چاپلوسی.
۲- ماچ.