اسم

بن

(بُ) [ په. ] (اِ.)
۱- ریشه، بنیاد.
۲- پایان، آخر.
۳- سوراخ مقعد.
۴- انقیاد.

    بن دندان

    (بُ نِ دَ) (اِمر.)
    ۱- ریشه دندان.
    ۲- لثه.
    ۳- قصد، اراده.
    ۴- فرمانبرداری و اطاعت با میل و رغبت.

      بنا

      (بَ نّ) [ ع. ] (اِ.) کارگر ساختمانی ماهر که زیر نظر معمار یا مهندس کارهای ساختمانی انجام می‌دهد.

        بنا

        (بَ) [ ع. بناء ] (اِ.) ساختمان، ج. ابینه.

          بنات النعش

          (بَ تُ نَّ) [ ع. ] (اِمر.) دو صورت فلکی:
          ۱- دب اکبر (خرس بزرگ، هفت اورنگ مهین).
          ۲- دب اصغر (خرس کوچک، هفت اورنگ کوچک).

            بناغ

            (بَ) (اِ.)
            ۱- تار ابریشم، تار ریسمان.
            ۲- ریسمان خام که دور دوک پیچند.

              بناغ

              (بَ) (اِ. ص.) هوو، دو زن که یک شوهر داشته باشند.

                Scroll to Top