اسم بلغور (بَ یا بُ) (اِ.) ۱- گندم نیم کوفته. ۲- آشی که از گندم مذکور پزند. ۳- سخنان درهم برهم. ۴- هر چیز درهم شکسته.
اسم مصدر بلق (بَ لَ یا لْ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) پیسه گردیدن، سپید دست و پا شدن تا ران. ۲- (اِمص.) پیسگی، سیه سپیدی، ابلقی.