اسم

بلده

(بَ لَ دِ) [ ع. بلده ] (اِ.)
۱- شهر. ج. بلاد.
۲- ناحیه، زمین.

    بلسک

    (بِ لِ یا بُ لُ) (اِ.)
    ۱- سیخ آهنی که یک سر آن پهن باشد برای جدا کردن نان از تنور.
    ۲- سیخ کباب.

      بلاگ

      (بِ) [ انگ. ] (اِ.) مخفف وب لاگ ؛ نوعی سایت اینترنتی شخصی که در آن آثار، نقطه نظرها، تصاویر شخصی یا عمومی صاحب سایت درج شده‌است.

        بلاهت

        (بَ هَ) [ ع. بلاهه ] (اِمص.)
        ۱- کم خردی.
        ۲- ضعف تدبیر، سستی رأی.

          بلبال

          (بَ) [ ع. ]
          ۱- (اِ.) شدت اندوه و غم. وسوسه.
          ۲- (اِمص.) برانگیختگی، تحریک – کردگی.

            بلبرینگ

            (بُ بِ) [ انگ. ] (اِمر.)کاسه ساچمه‌ای که برای کم کردن نیروی اصطکاک و تبدیل لغزیدن به چرخیدن در قسمت‌های مختلف گردنده ماشین‌ها و ابزارها از آن استفاده کنند.

              Scroll to Top