اسم

بشکن

(بِ کَ) (اِ.) آوازی که از انگشتان شخص در حال رقص و غیر آن بیرون آید.

    بشاورد

    (بُ وَ) (اِ.) زمین تپه ماهور، زمین ناهموار.

      بشترم

      (بُ تُ یا تِ رَ) (اِ.) = بشتر: جوش‌های ریز و متورم که روی پوست بدن ظاهر شود و خارش بسیار دارد.

        بشخوار

        (بِ یا بُ خا) (اِ.) بازمانده آب در ظرفی که از آن آب خورده باشند؛ بشخور، پیش خور.

          بش

          (بُ) (اِ.) = پش. فش. بشک: موی گردن اسب، یال.

            بش

            (بِ) (اِ.) از اتباع خوش، خوش و بش.

              بش

              (بَ) (اِ.) هر بندی به ویژه بندی که از آهن، برنج و یا نقره که برای قفل کردن صندوق درست کنند.

                Scroll to Top