بشتک
(بُ یا بَ تَ) (اِ.) خمره کوچک.
(بَ) (اِ.)
۱- فراهم آوردن، تهیه.
۲- رخت سفر.۳ – آمادگی.
۴- تجهیزات.۵ – قصد، ارا د ه.
۶- آماده کردن نیروهای نظامی و مانند آن برای جنگ.
(بَ) [ ع. ]
۱- (مص م.)گستردن، پهن کردن.
۲- باز کردن.
۳- شرح دادن.
۴- (اِمص.) انتشار.
۵- فراخی، وسعت.
۶- آسوده شدن، آرامش خاطر.
۷- آرامش خاطری که سالک و عارف را دست دهد؛ مق قبض.