اسم

بارومتر

(رُ مِ) [ فر. ] (اِ.) اسبابی برای اندازه گیری فشار جو، فشارسنج هوا، فشار – سنج. (فره).

    بارون

    (رُ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- از القاب اشراف زمین دار اروپا.
    ۲- عنوانی احترام آمیز برای مردان ارمنی، آقا.

      باره

      (رِ) (اِ.)
      ۱- دیوار قلعه، حصار.
      ۲- بارگی، اسب.

        باره

        (~.) (اِ.)
        ۱- دفعه، مرتبه.
        ۲- تحفه، ارمغان.

          بارهنگ

          (هَ) (اِمر.) = بارتنگ: گیاهی با ساقه‌های نازک وبرگ‌های بیضی شکل، بلندیش تا نیم سانتی متر می‌رسد، دانه‌های ریز و لعاب دار دارد که خاصیت نرم کننده و ملین دارد.

            باروت

            [ تر – ع. ] (اِ.) مخلوطی از نیترات پتاسیم، گرد زغال و گوگرد که آن را در لوله تفنگ، توپ و دیگر سلاح‌های آتشین می‌گذارند و نیز در آتش بازی به کار می‌برند.

              Scroll to Top