اسم

بازتاب

(اِمص.)
۱- برگشت، انعکاس.
۲- مجازاً: اثری که از چیزی در دیگران یا در محیط پدیدار شود.
۳- پاسخ غیرارادی موجود زنده به محرک (روانشناسی).

    باز

    [ په. ] (اِ.) پرنده‌ای شکاری با چنگال‌های قوی و منقاری کوتاه و محکم.

      باز

      (اِ.) واحد طول که دو نوع است:
      ۱- از سرِ انگشتان تا آرنج.
      ۲- فاصله دو دست موقعی که از طرفین گشوده شود.

        باز خشین

        (زِ خَ) (اِ. ص.) نوع بسیار خوب باز که پشت آن به رنگ کبود و چشم‌هایش سیاه می‌باشد.

          بازار

          [ په. ] (اِ.)
          ۱- محل خرید و فروش کالا.
          ۲- نیرنگ، فریب.
          ۳- پیشامد، ماجرا.
          ۴- بهانه، بیهودگی.
          ۵- مجازاً ارزش و اعتبار. ؛ ~ شام کنایه از: شلوغی و ازدحام.

            باریوم

            (یُ) [ فر. ] (اِ.) فلزی که در طبیعت به صورت کربنات و سولفات یافت می‌شود و آن به ر نگ سفید مایل به زرد است. چگالی آن ۶/۳ است و هیچ گونه اهمیت صنعتی ندارد و مانند کلسیم آب را به آسانی تجزبه می‌کند. از غیرمحلول ترین اجسام است و چون اشعه ایکس از آن نمی‌گذرد در عکس برداری از روده‌ها از آن استفاده می‌شود.

              باز

              [ فر. ] (اِ.) اجسامی جامد و سفیدرنگ و بسیار نمگیر که در آب بسیار حل می‌شوند و در اثر گرما خیلی زود گداخته می‌گردند.

                باره

                (رِ) (اِ.)
                ۱- دیوار قلعه، حصار.
                ۲- بارگی، اسب.

                  Scroll to Top