اسم

آبریزگان

(زَ) [ په. ] (اِمر.)
۱- عید آب پاشان، جشنی که ایرانیان در روزِ تیر – سیزدهمین روز از ماه تیر – برپامی داشتند و آب بر یکدیگر می‌پاشیدند.
۲- نوعی غذا.

    آبزن

    (زَ)
    ۱- (اِ.) تشتی از سفال یا فلز که در آن آب گرم و دارو می‌ریختند و بیمار را در آن می‌گذاشتند.
    ۲- وان.
    ۳- (اِفا.) آرام دهنده، تسکین دهنده، شخصی که مردم را به زبان خوش تسلی دهد.

      آبزه

      (زِ) (اِمر.) آبی که از کنار چشمه، رود، تالاب و امثال آن به بیرون تراود.

        آبدندان

        (دَ) (اِمر.)
        ۱- ساده لوح، ابله.
        ۲- حریفی که در قمار به راحتی مغلوب شود.
        ۳- نوعی گلابی.
        ۴- نوعی انار که بدون هسته می‌باشد.
        ۵- نوعی حلوا.

          Scroll to Top