اسم

هیگر

(هَ گَ یا گِ) (اِ.) اسب سرخ مایل به سیاهی که یال و دم آن سیاه باشد.

    هیلاج

    (هَ) (اِ.) زایچه مولود، حسابی که ستاره شناسان توسط آن به احوال فرد و کمیّت عُمر او پی می‌برند.

      هیدخ

      (هَ دَ) (اِ.) اسب جوان سرکش که به سختی رام شود.

        هیدروژن

        (ژِ) [ فر. ] (اِ.) گازی است بی رنگ و بو و بی طعم که از ترکیب آن با اکسیژن آب ایجاد می‌شود.

          هیدرولیک

          (رُ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- دانشی که در مورد مایعات در حال حرکت بحث می‌کند.
          ۲- دستگاه‌هایی که از نیروی هیدرولیک برای تسهیل کارهای مکانیکی استفاده می‌شود.

            هیربد

            (بَ) (اِ.)
            ۱- پیشوای دین زرتشتی.
            ۲- خدمتکار آتشکده.
            ۳- قاضی و مفتی زرتشتی.

              هیروگلیف

              (رُ لِ) [ فر. ] (اِ.) خط تصویری که در آن به جای نوشتن اسم اشیاء تصویر آن‌ها را می‌کشیده‌اند، این خط در بین پیشوایان و کاهنان مصری برای نوشتن مطالب مذهبی به کار می‌رفته‌است.

                هیبت

                (هِ بَ) [ ع. هیبه ] (اِ.)
                ۱- ترس، هول.
                ۲- شکوه، عظمت.

                  Scroll to Top