هیروگلیف
(رُ لِ) [ فر. ] (اِ.) خط تصویری که در آن به جای نوشتن اسم اشیاء تصویر آنها را میکشیدهاند، این خط در بین پیشوایان و کاهنان مصری برای نوشتن مطالب مذهبی به کار میرفتهاست.
(رُ لِ) [ فر. ] (اِ.) خط تصویری که در آن به جای نوشتن اسم اشیاء تصویر آنها را میکشیدهاند، این خط در بین پیشوایان و کاهنان مصری برای نوشتن مطالب مذهبی به کار میرفتهاست.
(هِ زُ) (اِ.) هیمه، چوبی که برای سوختن به کار میرود. ؛ ~ تر به کسی فروختن کنایه از: بدی کردن به کسی و خصومت اورا برانگیختن.
(هَ کَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- بنای مرتفع.
۲- انسان یا حیوان تنومند.
۳- جایی در کنیسه که مراسم قربانی را در آن به جا میآورند.
۴- بُت خانه. ج. هیاکل.
(هَ) (اِ.) زایچه مولود، حسابی که ستاره شناسان توسط آن به احوال فرد و کمیّت عُمر او پی میبرند.
(پُ) [ فر. ] (اِ.) غدهای است فرد به اندازه یک فندق که در خط وسط در داخل زین ترکی استخوان خفاشی کاملاً پنهان است، وزن متوسط این غده در مرد ۵/۰ الی ۶/۰ گرم و در زن قدری سنگین تر است یعنی مابین ۶/۰ تا ۷/۰ گرم است. این غده با ترشح هورمونهای گوناگون فعالیت سایر غدد درون ریز را تنظیم میکند.
[ انگ. ] (اِ.) هر یک از کسانی که در مخالفت با عادت و رسوم موجود در جامعه خود (خاصه در غرب) به بلند کردن مو و پوشیدن لباسهای غیرعادی، مصرف مواد مخدر به همراه دیگر هم فکران خود روی میآورند.
(تِ) [ انگ. ] (اِ.) وسیلهای برای گرم کردن هوای مکانهایی مانند اتاق و کارخانه، اجاق برقی، بخاری برقی. (فره).