اسم

اظهارنامه

(~. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) فرم مالیاتی، فرمی که از طرف اداره دارایی برای تعیین مالیات کسبه فرستاده می‌شود.

    اعاجیب

    ( اَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جِ اعجوبه.
    ۲- چیزهای شگفت آور.

      اعاده

      (اِ دِ) [ ع. اعاده ]
      ۱- (مص م.) بازگفتن، از سر گرفتن.
      ۲- بازگردانیدن.
      ۳- (اِمص.) برگشت.

        اعادی

        (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ اعداء. ججِ عدو؛ دشمنان.

          اعاشه

          (اِ ش ِ یا شَ) [ ع. اعاشه ]
          ۱- (مص ل.) زندگی کردن، معیشت کردن.
          ۲- (مص م.) زنده داشتن، زندگی بخشیدن.
          ۳- (اِ.) گذران.

            اطوار

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ طور.
            ۱- حال، وضع.
            ۲- در فارسی، حرکات و رفتار بی مزه.

              اطعمه

              (اَ عِ مِ) [ ع. اطعمه ] (اِ.) جِ طعام ؛ غذاها.

                اطفاء

                ( اِ ) [ ع. ] (مص م.) خاموش کردن. اطفال ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ طفل ؛ کودکان.

                  اطلاق

                  ( اِ ) [ ع. ]
                  ۱- (مص م.) رها کردن، آزاد کردن.
                  ۲- به کار بردن واژه‌هایی در معنای مخصوص.
                  ۳- (اِمص.) رهایی، آزادی.

                    اطلاقی

                    (~.) [ ع – فا. ] (اِ.)کسی که از لشکریان نیست، آزاد از سپاهی گری.

                      Scroll to Top