اطوار
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ طور.
۱- حال، وضع.
۲- در فارسی، حرکات و رفتار بی مزه.
(اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) پدیدار کردن.
۲- بیان کردن.
۳- آگاه کردن.
۴- (اِ.) قول، گفتار. ج. اظهارات.
(~. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) فرم مالیاتی، فرمی که از طرف اداره دارایی برای تعیین مالیات کسبه فرستاده میشود.
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) رها کردن، آزاد کردن.
۲- به کار بردن واژههایی در معنای مخصوص.
۳- (اِمص.) رهایی، آزادی.
(اَ لَ) [ معر – یو. ] (اِ.)
۱- پارچه ابریشمی.
۲- نام یکی از رب النوعهای یونان قدیم که زمین را بر دوش خود حمل میکند.
۳- اولین مهره گردن.
۴- نقشه جغرافی.
۵- سطح مقعر فلک نهم.
۶- نام اقیانوسی که بین اروپا و امریکا قرار دارد.